رو پيشونی اين دنيا نوشته
كه هرجا دل خوشه، اونجا بهشته

ميخوام يه قصه ای بگم از اين دوره زمونه
دلم می خواد نصيحتم توی گوشت بمونه
هرگز به خاطر كسی كه قدرتو ندونه
به آب و آتيش پا نزن كه هيچ برات نمونه
تو زندگی هميشه هر كه به فكر خويشه
نصيحتم رو گوش كن تيشه مزن به ريشه
دلت نسوزه جونه من، برای مردمونی
كه هيچی بو نبردن از وفا و مهربونی
كتاب مكتب زمون يه درس خوبی داره
كاری نكن كه عاقبت پشيمونی بياره
تو زندگی همیشه هر که به فکر خویشه...

خوش به حال ديوونه، كه هميشه خندونه
از تموم زندگي روشو بر مي گردونه
با كسي اون ديگه كاري نداره
از كسي اون ديگه پروا نداره
تو دلش عشق كسي جا نداره
آشنايي ديگه معنا نداره
پاشو رو تموم دنيا مي ذاره
به ديار ديگه اي پا مي ذاره
واسه هر كس ادايي در مياره
همه رو به خنديدن وا مي داره
خوش به حال ديوونه، كه هميشه خندونه.....
امتحان نهایی دین، دینداری نیست؛ محبت است. در زندگی به پس که می نگرید می بینید لحظه های خطیر، لحظه هایی که به راستی زندگی کرده اید، لحظه هایی هستند که با عشق و محبت دست به کاری زده اید.
کاترین پاندر کتاب«از دولت عشق»
خسته ام، خسته از روزهاي تكراري كه بي صدا مي آيند و ميروند بدون لحظه اي درنگ.
خسته ام، خسته از شاليزارهايي كه ديگر بوي مهرباني نميدهند، از ماهي هايي كه به تنگ كوچكشان دل بسته اند.
خسته ام، خسته از مردماني كه بويي از عشق نبرده اند ولي آن را فرياد ميكنند.
خسته ام، خسته از نسيمي كه بوي دلتنگي مي دهد و از ناني كه ديگر بوي تازگي نميدهد
گله از دلت ندارم دیگه باورت ندارم
نمیخوام حتی تو شعرام دیگه اسمتو بیارم
در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهربازي ميمونن، از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي ......
اميدوارم هيچ كس گرفتار چنين افرادي نشه ![]()

آدما در دو حالت همديگر را ترك مي كنند:
اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره
دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره
زندگي مستطيلي است:
- به طول خاطرات
- به عرض مشكلات
- به قطر دوست
- به رنگ آفتاب
- به محيط نفرت
- به مساحت عشق !!!
صبر كردن دردناك است و فراموش كردن دردناكتر .... ولي از اين دو دردناكتر نيست كه نداني بايد صبر كني يا فراموش
نگاهم كردم پنداشتم دوستم دارد ... نگاهم كرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم ... نگاهم كرد دل به او بستم ... نگاهم كرد ...
اما بعدها فهميدم كه فقط نگاهم مي كرد ... همين!
غم گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست
مدت هاست هروقت زمین می خورم کسی سریع به طرفم نمیاد و کسی با من اشک نمی ریزه ![]()
گدايان بهر روزي طفل خود را کور ميخواهند/طبيبان از براي لقمه اي نان خلق را رنجور ميخواهند/تمام مرده شوران رزقشان در مرگ انسانهاست/بنازم مطربان را خلق را مسرور ميخواهند



ü اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي
ü اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي
ü اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي
ü اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره
ü اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته...
در نبرد بين انسان هاي سخت و روزهاي سخت ... اين انسان هاي سختند كه مي ميرند ... نه روزهاي سخت !!
در طوفان زندگي با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است ....![]()
![]()
![]()

عاشق سر مست و بي پروا منم
بي خبر از خويش و از دنيا منم
بس كه با جان و دلم آميختي
كس نداند اين تو هستي يا منم
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني
افسرده و دلتنگ چرا مثل مني
من عاشق اويم كه رنگم شده زرد
تو عاشق كيستي كه هم رنگ مني



